تاریخ ملتها را لحظههای بزرگ میسازند؛ لحظههایی که جامعه از وضعیت عادی خارج میشود، به خودآگاهی تاریخی دست مییابد و مسیر آینده خویش را بازتعریف میکند. تشییع امام شهید انقلاب اسلامی، با مشارکت حدود ۴۱ تا ۴۳ میلیون نفر در پنج شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، بیتردید در شمار این لحظههای تاریخساز قرار دارد. آنچه این رویداد را از یک آیین سوگواری متمایز میکند، نه صرفاً وسعت جغرافیایی و جمعیتی آن، که ظرفیت آن در تغییر معادلات قدرت نرم در سطحی فراتر از محاسبات مادی است.
تحلیل مسلط در بسیاری از مراکز راهبردی غربی طی دهههای گذشته بر این فرض استوار بود که فشارهای مستمر، تحریمهای فزاینده و ترور رهبران، به فرسایش سرمایه اجتماعی و در نهایت تضعیف ساخت سیاسی خواهد انجامید. اما آنچه در این تشییع رخ داد، ظهور یک پارادوکس راهبردی است که فهم آن برای نظریهپردازان اتاقهای فکر دشمن دشوار است؛ اینکه عملکرد جنایتکارانه دشمن، بهجای تضعیف انسجام ملی و خاموش کردن صدای انقلاب اسلامی، خود به عامل تقویت همبستگی و بازتولید مشروعیت جمهوری اسلامی تبدیل شد. در این رویداد تاریخی و بینظیر، پرسش بنیادین این است که چرا برخی جوامع در مواجهه با فقدان رهبران خویش دچار گسست و بحران مشروعیت میشوند، اما جامعه ایران از دل همان فقدان، انسجامی تازه خلق کرده است، پاسخ را باید در نسبت میان حافظه تاریخی، سرمایه نمادین و هویت ملی جستوجو کرد. ایران یک موجودیت تاریخی- تمدنی است که در آن، پیوند میان ملت و رهبری، رابطهای مبتنی بر عناصر فرهنگی و معنایی است. در چنین جوامعی، شهادت رهبران بهجای آنکه خلأ قدرت ایجاد کند، فرآیند بازتولید معنا را آغاز میکند؛ فرآیندی که جامعه با بازخوانی ارزشهای بنیادین خویش به بازسازی انسجام و بازآفرینی اراده ملی دست مییابد.
علاوه بر این، تشییع باشکوه و بدرقه تاریخی مردم عراق، افق فراملی این قدرت نرم را نشان داد و نفوذ اجتماعی انقلاب اسلامی را در میان ملتهای منطقه به رخ همه کشید. تشییع باشکوه و تاریخی پیکر مطهر رهبر شهید در نجف و کربلا، فراتر از تمام معانی خود، بیانیهای ژئوپلیتیکی بود. با عبور تابوت از مراکز معنوی شیعه، ایران جایگاه رهبر شهید را درون جغرافیای مقدس اهلبیت علیهمالسلام قرار داد و پیامی روشن به جهان مخابره کرد؛ نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، بر پایه نفوذ سیاسی نیست، بلکه ریشههای عمیق فرهنگی، مذهبی و اجتماعی دارد. حضور بیش از ده میلیون نفر در نجف و کربلا، در شرایطی که بغداد خود را برای سفر نخستوزیر به واشینگتن آماده میکرد و زمزمههای فشار سیاسی برای خلع سلاح نیروهای مقاومت عراق و حشدالشعبی در جریان است، بیانگر ظرفیت بسیجگری فرامرزی انقلاب اسلامی و ناکامی دشمن در اجرای توطئههای خود با ظرفیت عظیم مردمی انقلاب اسلامی بود. این حضور، روایت «انزوای منطقهای» ایران را با واقعیتی تازه جایگزین کرد. این رویداد «موشکی دیگر به قلب استکبار جهانی» بود و «عمق پیوندهای ایدئولوژیک و مذهبی ایران و عراق» را به رخ جهانیان کشید و به برنامههای امریکا برای تضعیف این پیوندها ضربه زد.
اگر هالیوود با بودجهای میلیاردی و شبکهای از شخصیتهای خیالی، به مثابه ابزاری برای بازتولید هژمونی روایی غرب عمل میکند، جمهوری اسلامی قدرت نرم خود را نه در برساخت، که در واقعیتهای عینی و زیسته مردم به نمایش گذاشته است. رسانهها در این عرصه، صرفاً نقش ثبتکننده دارند؛ آنچه به تصویر کشیده میشود، خود حقیقتی زنده و تأثیرگذار است. نکته راهبردی، اما در اینجا نهفته است؛ پیروزی جمهوری اسلامی در «جنگ روایتها» با تکیه بر حقیقت عیان استکبارستیزی است و نه برساختههای رسانهای.
تشییع امام شهید مظلوم و مقتدر انقلاب اسلامی را نباید صرفاً در ابعاد سیاسی و لحظهای آن تحلیل کرد. از منظر میراث فرهنگی، ما با پدیدهای مواجهیم که واجد تمامی مؤلفههای یک میراث ناملموس معنوی است؛ نظامی از ارزشها، خاطرههای مشترک و الگوهای معنابخش که استمرار تاریخی یک ملت و حتی فراتر از آن، یک امت را تضمین میکند. این آیین، در صورت مستندسازی و روایتسازی صحیح، میتواند به یکی از مهمترین سرمایههای نمادین جمهوری اسلامی تبدیل شود؛ سرمایهای که نسلهای آینده از طریق آن، نسبت خود را با تاریخ، هویت و آرمانهای ملی بازتعریف خواهند کرد.
تشییع تاریخی امام شهید ما، علیرغم دههها جنگ نرم و شناختی دشمن علیه شخصیت او و هزینه میلیاردها دلاری برای ملکوک کردن آن، نمایشی تمامعیار از قدرت نرمی بود که تمام تلاشهای خبیثانه دشمن را نقش بر آب کرد. این تشییع بیمانند ریشه در حافظه تاریخی و سرمایه اجتماعی ملت ایران دارد. این رویداد نشان داد که در عصر «قدرتهای هویتی»، معادلات قدرت، دیگر تابع صرف محاسبات مادی و نظامی نیست. حضور میلیونی مردم، نفوذ فرامرزی در عراق و پیروزی در جنگ روایتها، سه ضلع مثلثی هستند که قدرت نرم جمهوری اسلامی را در تراز جدیدی تعریف میکنند. این تشییع، روایتی نو از ایران در ذهن جهانیان رقم زده که عبور از آن برای هر تحلیلگری، نادیده گرفتن واقعیتی عینی خواهد بود. قدرت نرمی که مبنای ادامه راه انقلاب و مقاومت بوده و نابودی نظام سلطه در منطقه را رقم خواهد زد. این تشییع تاریخی نشان داد که امام شهید ما، در زیست مادی خود، مقتدر ولی مظلومانه تا روز آخر با استکبار جهانی و نظام سلطه جنگید و حتی بعد از شهادت، مبارزه خود با دشمنان بشریت را هم در شهادت و هم در تشییع تاریخی ادامه داد. سلام خدا بر او در روزی که زاده شد، روزی که زیست و روزی که به شهادت رسید.